کدام طایفه گرایی؟
کدام طایفه گرایی؟
یادداشتی از آقای رضا توفیقی منتشر شد. نهیبی بر اصلاح طلبان زده که جمع شوید و مبادا به اصولگرایان رای بدهید که اگر رای دادیدِ، دیگر اصلاح طلب نیستید وهر کسی از اصلاح طلبان به اصولگرایان رای دهد، سقوط کرده است و... همه ی تبشیرها و انذارهایی که فرموده اند در جای خود زیباست و البته ز ایشان هم همین نوع سخن گفتن انتظار می رود. لذا:

یادداشتی از آقای رضا توفیقی منتشر شد. نهیبی بر اصلاح طلبان زده که جمع شوید و مبادا به اصولگرایان رای بدهید که اگر رای دادیدِ، دیگر اصلاح طلب نیستید وهر کسی از اصلاح طلبان به اصولگرایان رای دهد، سقوط کرده است و… همه ی تبشیرها و انذارهایی که فرموده اند در جای خود زیباست و البته ز ایشان هم همین نوع سخن گفتن انتظار می رود. لذا:

۱- کوچ تفکراصلاحات از اشخاص خاص،میتنگ ها، سخنرانی ها، جلسات پنهانی، زد و بندهای پنهانی با رقیب و… به فضای مجازی همانند تلگرام و اینستاگرام، باعث اسطوره زدایی از اشخاص و نمایان شدن پنهانی ترین پستوهای سیاستمداران گشت.امروزه دیگر کسی به دنبال میثاق نامه اصلاح طلبان با آقای زارعی در دوره نهم مجلس نیست و ریزترین مسایل احزاب و اشخاص از دوربین فراگیر فضای مجازی قابل مشاهده است. دیگر نیازی به توجیه توده مردم به صورت رو در رو نیست و فضای مجازی خود به عنوان رهبری بی همتا، مردم ایران را به جهان وصل کرده است. البته این به معنای عدم تاثیراشخاص نیست، کما اینکه غفلت از فضای مجازی یعنی فقدان الگویی برای اصلاحات در این فضا.
۲-  جل الخالق!..آیا این همان آقای رضا توفیقی است که به عنوان لیدر در کنار اصلاح طلبان در«دوره هشتم» انتخابات مجلس شورای اسلامی از زارعی اصول گرا حمایت کردند؟ در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی، در حالیکه محمد بهرامی ندای اصلاح طلبی ( جوهره اصلاح طلبی ) نمایان کرد، اما اصلاح طلبان به او لبیک نگفتند و دوباره از زارعی حمایت کردند. در دوره دهم بنا به مقتضیات و بدین دلیل که زارعی بهایی به میثاق نامه اصلاح طلبان نداد، به اجبار، محمد بهرامی را برگزیدند، در حالیکه سید باقر موسوی و یاران از زارعی حمایت کردند. حال چطور شده که اصلاح طلبان با سه دوره حمایت از اصولگرایان، نمی توانند در این دوره از یک اصولگرا حمایت کنند؟. البته که سخنان رضاتوفیقی نه از روی عجز و ناتوانی بلکه فاش گویی است. او آشکارا فریاد زده است که اصلاح طلبان دچار تناقض شده اند و در آستانه فروپاشی اند. او می گوید که اخلاق در میان اصلاح طلبان، منادیان حکومت اخلاقی، ذبح شده است و منفعت طلبی و عافیت طلبی در تفکرات این طیف رسوخ کرده است.البته که رضاتوفیقی می داند اگر قرار بر سقوط باشد، اصلاح طلبان ۱۲ سال پیش از دوره هفتم مجلس سقوط کرده اند و اکنون در دوره یازدهم از این طیف خبری نیست و حضورمعنادارو تاثیرگذاری ندارند.
۳- قطعا مردم به نجوایی کوتاه با خود، از اصلاح طلبان به ویژه از شورای اصلاحات بویراحمد و دنا که به اصطلاح نیروهای فکری هستند، خواهند پرسید: اینان حداقل در این چهار سال، کجا بوده اند و چه عملکرد مثبت و ارزنده ای در شان آنچه یدک می کشند از خود نشان داده اند؟ احزاب و شخصیت های حقیقی اصلاح طلبان برای بازتولید خردِ جمعیِ از دست رفته، انتشار برنامه ها، ارتباط با مردم و معرفی پتانسیل های رای آور چه تلاشی روا داشته اند. در بازخوانی این رویکردها همین بس که منتخب دوره قبل همین شورا، بعد از چهار سال تذبذب بر سر آمدن و نیامدن، از خواب بیدار شده و در چند ماه مانده به انتخابات مجلس از برخی طرفداران سابق و اسبق می خواهد به او رای دهند.این نشانگر یک رویه قدیمی غلط  به نام « خود خاص پنداری- مردم عام پنداری» است که بازتاب شوم آن در این سالها، پس افتادگی اجتماعی و ریزش طرفداران اصلاحات بوده است.
۴- اختلافات درونی اصلاح طلبان بویراحمد و دنا – صرفا نه به واسطه ی فشارهای حاکمیتی، بلکه به دلیل عدم برنامه ریزی و فقدان تدبیر و سوء مدیریت سیاسی- باعث سردرگمی و ازهم پاشیدن شیرازه ی این طیف شده است.مجمعی به نام شورای اصلاح طلبان که به جز دو تا سه حزب آن، بقیه احزاب این شورا به حزب دونفره مشهورند و به زعم خود می توانند یک جریان ریشه دار را رهبری و راهبری کنند، اما درهر دوره از انتخابات ها، با شخصی سازی سیاست و عدول از یک استراتژی مشترک، بحرانی نو در وضعیت اجتماعی اصلاحات و ریزش اعتماد درون گروهی ایجاد کرده اند.شکاف تصمیم سازی و تصمیم گیری در میان اصلاح طلبان بویراحمد و دنا ( ساکنان یاسوج ) با لیدرهایی همچون سیدباقر موسوی، در کنار ضعف هایی همچون خودخواهی، فقدان تدبیر، عدم اعتمد به جوانان وعدم ارتباط معنادار با بدنه جامعه و…. عملا کار اصلح طلبان را با بن بست مواجه کرده است. در کنار این موضوعات، رها کردن جوانان اصلاح طلب و بحران جانشینی به جمع مشکلات این طیف اضافه شده است. از این منظر می توان آینده ی بغرنج اصلاح طلبان بویراحمد و دنا را پیش بینی کرد.
۵- آقای رضاتوفیقی از خطر طایفه گرایی در انتخابات سخن گفته اند، لذا می داند که برخی اصلاح طلبان به وقت استانداری خادمی، چه کردند و چگونه سهم طایفه ای خود را از استاندار هم طایفه ای خود گرفتند. ایشان می داند که حداقل در محل کار خود (دانشگاه دولتی یاسوج)، زارعی به قدری نیروی هم طایفه ای استخدام کرد که نیروهای نظارتی برای لاپوشانی بر اعتراض مردم وارد شدند و قس علیهذا. شایسته بود آقای رضاتوفیقی آن روز این خطر را گوشزد می کردند نه اینکه امروزکه مردم بویراحمد و دنا با تغییر نگرش و رویگردانی از دو تفکر اصلاح طلب و اصولگرا، به مهدی روشنفکر روی خوش نشان داده اند و این بار می خواهند فارغ از راهبری این دو طیف تصمیم بگیرند، در مذمت طایفه گرایی انذار بفرمایند. اگر چه دلیل سکوت اصلاح طلبان بویراحمد و دنا در این انتخابات، ناشی ازعدم تایید صلاحیت کاندیدای خود معرفی شده است، اما اظهر من الشمس است که در صورت تایید آقای ایزدپناه، آیا شورای اصلاح طلبان در این شهرستان، به این انتخاب تن می دادند یا خیر.
۶- تنها دوره ای که نه قدرت متمرکز و بالادستی و نه مردم از اصلاح طلبان، دعوت به حضور در انتخابات مجلس نکردند این دوره بوده و البته از اصولگرایان هم همینطور، با این تفاوت که وضع اصولگرایان در قدرت مشخص است. در مذمت طایفه گرایی به هر اندازه نوشته و گفته شود زیباست اما شخصی سازی اصلاحات هم باعث پراکندگی و طایفه گرایی می شود، پس نباید به اقتضای زمان و حسب منفعت  چند نفر، طوری سخن بگوییم که اگر طایفه گرایی نباشد می توان بر این ساختار ورشکسته و خالی از محتوا، بنایی نو بنا کرد. در حالیکه اصلاح طلبان بویراحمد و دنا، بنا را بر سکوت اعلام کرده اند لذا آقای رضا توفیقی و دوستانش مشخصا از منتخب دوره قبل حمایت کرده و می کنند، این اگر طایفه گرایی درون گروهی نیست، پس چیست؟.اصالت این نگرش با آنچه برخی ها طایفه گرایی واقعی می خوانند شبیه هم است و البته طایفه گرایی در تفکری مثل اصلاحات بسی خطرناک تر از طایفه گرایی از نوع  برون تفکری است. بنابراین وقتی بنا به سکوت است باید سکوت کرد و کاندیدا معرفی نکرد و گرنه این تکنیک های سیاسی همانند تهییج مردم علیه طایفه گرایی برای تخریب دیگران، در بین مردم جایگاهی ندارد چون مردم در طول ۴۱ سال بعد از انقلاب، در سایه دو تفکر معروف حاکم، خیر چندانی ندیده اند.البته که نیت آقای رضاتوفیقی خیر است، بنابراین سوء برداشت ها  باعث شده است که این روزها به دلیل حضور مهدی روشنفکر از یک خاستگاه به نام سفلی، برخی سیاسیون برای القای منویات خود به مردم مظلوم بویراحمد و دنا، بی اخلاقی و بداخلاقی را به نام دغدغه خود برای آینده به مردم بفروشند.
در پایان، آنچه مسلم است، در کلان قدرت، فشارهای حاکمیت و عدم تدبیر سیاسی اصلاح طلبان برای حل مشکل خود با قدرت حاکم از یک طرف و در مقیاسی کوچک تر، فقدان استراتژی مشترک به دلیل شخصی سازی امر سیاسی و اسطوره زایی ی بی معنا و تهی از واقعیت در بویراحمد و دنا، باعث غروب تدریجی خورشید اصلاحات شده است.
مسلم تر اینکه، این بار مردم بویراحمد و دنا به سبک خود تصمیم می گیرند.

  • نویسنده : روح اله درخشی
  • منبع خبر : ارغوان