جلوه مظلومیت منابع طبیعی در هفته منابع طبیعی
جلوه مظلومیت منابع طبیعی در هفته منابع طبیعی

بیت الله محمودی عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد ۱۵ اسفند روز ملی درختکاری تا ۲۱ این ماه به نام هفته منابع طبیعی برای گرامیداشت اهمیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور شناخته می شود. هفته ای که این روزها مانند هر برنامه ملی و منطقه ای در کشور تحت تأثیر بحران کروناست. اما تحت شعاع […]

بیت الله محمودی
عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد

۱۵ اسفند روز ملی درختکاری تا ۲۱ این ماه به نام هفته منابع طبیعی برای گرامیداشت اهمیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور شناخته می شود. هفته ای که این روزها مانند هر برنامه ملی و منطقه ای در کشور تحت تأثیر بحران کروناست. اما تحت شعاع قرار گرفتن برنامه های مختلف تحت لوای اتفاق کرونا با زیر پوشش رفتن هفته منابع طبیعی در این رخداد بسیار متفاوت است چراکه اساسا منابع طبیعی همیشه در سیطره اتفاقات بظاهر پر اهمیت تری قرار داشته است و دارد و مقصر جلوه دادن کرونا برای کم رنگ کردن پاسداشت منابع طبیعی کشور بی انصافی است.

شعار امسال هفته منابع طبیعی به همراه روزشمار آن که توسط سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور ابلاغ می شود، “نهالکاری همگانی برای ایرانی سر سبز” است. مضمون و محتوای این شعار به خوبی نشان می دهد وضعیت منابع طبیعی ما و نوع نگاه به آن توسط مدیران چگونه است. اگر چه درختکاری و توسعه جنگلکاری ها از اولویت های منابع طبیعی کشور در پرتو چهار رویکرد حفاظت، احیاء، توسعه و بهره برداری است، اما محور قرار دادن آن در فرایند برنامه ریزی و مدیریت منابع طبیعی کشور نه تنها به منابع طبیعی ما کمکی نمی کند بلکه بسترساز نابودی آنچه کنون داریم نیز هست.

از آذرماه امسال در رویکرد جدید سازمان جنگلها توجه به موضوع نهالکاری با معرفی طرح ملی نهضت سبز با برنامه کشت ۱۴ میلیون اصله نهال بسیار مورد توجه و در پوشش رسانه ای گسترده معرفی و تبلیغ شد. به نظر می رسد در این رویکرد، سازمان متبوع مشکل اصلی و کلیدی منابع طبیعی کشور را عدم توجه کافی به نهالکاری در سطح منابع ملی تلقی می کند. غافل از اینکه در نگاهی واقع بینانه مشکل اصلی سازمان در همین بخش توسعه جنگل، عدم توجه به نگهداشت و حفاظت از هزاران هکتار اراضی نهالکاری شده ای است که بالغ بر ۸۰ درصد آن از بین رفته است!

برای نمونه در توسعه جنگلکاری مانگرو در سه استان بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان، از مجموع ۹۶۸۲هکتار عرصه های جنگلکاری شده در سالهای مختلف امروزه تنها کمتر از
۸۰۰ هکتار آن باقی مانده است(۹۲ درصد عدم موفقیت). دی ماه امسال یکی از مسولان سازمان در مصاحبه با ایرنا وسعت جنگل های مانگرو کشور را ۲۷ هزار ۳۱۰ هکتار
اعلام کرده بود که ۶ هزار هکتار ان جنگلکاری شده است! این در حالی است که مطابق همان سندی که ایشان به ان استناد می کنند در مجموع مساحت جنگل های مانگرو کشور کمتر از ۱۱ هزار هکتار است! لذا لازم بود قبل از تدوین چنین طرح شعارگون و غیر واقعی و هدر رفت هزینه های اجرای آن، ارزیابی و پایشی ملی در خصوص اقدامات گذشته و دلایل عدم موفقیت جنگلکاری ها انجام می شد.

بزرگترین چالش تمرکز و محوریت بخشی به نهالکاری، دور شدن از اصالت و هویت مدیریت منابع طبیعی که همانا حفاظت از عرصه های ارزشمند طبیعی کشور است. در وضعیتی که عوامل زمینه ای، انسانی و طبیعی بشدت گستره های منابع طبیعی کشور را تهدید و تخریب می کنند و اثرات این تخریب ها به شکل ملموس در زندگی روزمره مردم جریان یافته و زیان های جانی، اقتصادی و زیست محیطی کلانی را همچون سیل های ۹۸ متوجه کشور کرده است، دور نگه داشتن موضوع حفاظت در محوریت برنامه های سازمان، جفای بزرگی به منابع طبیعی کشور است.

از طرف دیگر تلاش برای بالابردن مساحت جنگل های کشور از طریق درختکاری، نوعی دزدی آماری است چراکه هرگز نمی توان عرصه های درختکاری شده را به عنوان اکوسیسم جنگلی در نظر گرفت و در زمره جنگل های کشور به عنوان عملکرد مدیریتی در افزایش سطح جنگل های کشور به حساب آورد. عملکرد مدیریتی زمانی می توان به خود ببالد که قادر باشد وسعت فعلی جنگل های طبیعی کشور را حفظ نماید نه اینکه در جایی جنگل طبیعی از بین برود و در جایی دیگر درختکاری شود تا جبران افت مساحت گردد!!

نهالکاری همگانی برای ایرانی سرسبز صرفا مصرف آماری برای جولان دهی اعداد و ارقام در مصاحبه های مطبوعاتی مدیران دارد و آنچه که می ماند مظلومیت منابع ای است که حتی در هفته ای به نام خود نیز در پس شعارها گم می شود

  • نویسنده : بیت الله محمودی