اعتراض به پیشداوری
اعتراض به پیشداوری

دیروز برای دومین بار جهت دریافت نامه شکایت از پیشداوری بدونِ دلیل برای رد صلاحیتم؛ به فرمانداری تهران مراجعه و بیش از پیش متاسف شدم. تاسف از قضاوت ها و پیش داوری های نشأت گرفته از حب و بغض سیاسی، بدون توجه به آسیبهای آینده. بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ […]

دیروز برای دومین بار جهت دریافت نامه شکایت از پیشداوری بدونِ دلیل برای رد صلاحیتم؛ به فرمانداری تهران مراجعه و بیش از پیش متاسف شدم. تاسف از قضاوت ها و پیش داوری های نشأت گرفته از حب و بغض سیاسی، بدون توجه به آسیبهای آینده.

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها وَإِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ أَن تَحکُموا بِالعَدل
سوره النساء آیه ۵۸”خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت ها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید.
قرآن مظهر رحمت ، کتاب شناخت و تربیت انسان است و دستورات تربیتی و انسان محوری بیشماری را می توان در دل قرآن جستجو کرد،باشد که توجه و تدبّر به قرآن ،مسیر واقعی و الهی را؛ نشان راه بشریت باشد.
قضاوت نابجا و پیشداوری، از جمله آسیب های رفتاری است که روابط انسانی و سرمایه اجتماعی را خدشه دار می کند. نظام اخلاقی نه تنها خاستگاه آسمانی و دینی دارد، بلکه سرچشمه و منبع بشری که مبنای یک ارزش و الگوی تعریف شده است را نیز دارا می باشد و همواره به عنوان ، یک قلمرو مهم در زندگی اجتماعی و معرفتی افراد بوده، که برای دستیابی به آن، نیاز به شناخت، معرفت و دینداری حقیقت اندیشانه ضروری است.
امام علی ‏(علیه السلام) فرمودند: لَیسَ مِنَ العَدلِ القَضَاءُ عَلَی الثَّقَهِ بِالظَّنِّ.: قضاوتی که با تکیه به ظن و گمان باشد، عادلانه نیست.
متاسفانه امروزه قضاوت و داوری کردن اشخاص، بدون توجه به آموزه های اخلاقی و ملاک های انسانی به وفور اتفاق می اُفتد. حاکمیتی که مدعی بوده است بر پایه عدالت بنا شده و عدالت را به عنوان رکن و اساس جامعه به آن توجه می کند؛ لذا می بینیم که در شرایط حساس کنونی نه تنها این آموزه دینی و اخلاقی توسط برخی از تصمیم گیران رعایت نمی شود، بلکه آسیبِ به وجود آمده، باعث بحرانی جبران ناپذیر به خصوص برای نسل جوان خواهد بود. در هیاهوی سیاست و کشاکش رقابت، وقتی اخلاق آسیب ببیند، دیگر حرفی برای گفتن نخواهد ماند.
دیروز برای دومین بار جهت دریافت نامه شکایت از پیشداوری بدونِ دلیل برای رد صلاحیتم؛ به فرمانداری تهران مراجعه و بیش از پیش متاسف شدم. تاسف از قضاوت ها و پیش داوری های نشأت گرفته از حب و بغض سیاسی، بدون توجه به آسیب ها و پیامد های بعدی.
در مرحله اول ؛ شورای نگهبان ، به استناد، بند ۲ ماده ۲۸( عدم التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی) بنده را رد صلاحیت کرد. ابتدا تصمیم به اعتراض نداشتم، چون امیدی به گشایش نبود. اگر بنا بود تایید بشوم ، بدون مستندات، اینگونه قضاوت نمی شدم – چون خبرگزاری تسنیم با سیاست خودش این موج را راه انداخته بود_ ولی به اصرار دوستان ، اعتراض کردم.
متاسفانه بدون اینکه با یک نفر از معرفین من تماسی گرفته ، و یا به زعم خود مستندات مرا دیده و تحقیقی در خصوص سوابقم داشته باشند؛چون باید رد صلاحیت می شدم، برا محکم کاری و برای جلوگیری از ادامه پیگیری برای استیفای حقم؛ مجددا با اضافه کردن بند ۱ ماده ۲۸ ( عدم التزام به اسلام ) ندانسته مُهری بر اثبات بی گناهی ام ثبت کردند .
از دیگر دوستانی که شرایطی شبیه اینجانب داشتند سوال کردم که متاسفانه همین داستان، ساری بود و اینجا بود که قول پروردگار را که درسوره فرقان/ آیه ۶۳ فرمودند :
«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا:
و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین به نرمى گام برمی دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می ‏دهند.» را در دل و جانم یادآور شدم ، و تصمیم گرفتم صبوری و صعه صدر را پیشه خود قرار دهم. امید؛ که راهگشا باشد.
هیات نظارت شورای نگهبان،،،،،،،، ، نمی دانم شما در فردای قیامت چه پاسخی برای از هم پاشیدن احتمالی خانواده هائی که قضاوت نابجای شما را ملاک قرار داده اند خواهید داشت؟
آیا چون طرز تفکر ما در مورد نحوه ی اداره امور مملکت ، متفاوت است دلیل برآن میشود که دین ما هم متفاوت است؟
طبق قضاوت شما ما التزام عملی به اسلام نداریم. سوال اینجانب این است چطور شما کسی را که سالهاست مدرس قرآن بوده و در حوزه ی دینی و قرآنی پژوهش می کند؛ به عدم التزام به اسلام محکوم و دیگرانی که میلیاردها پول مردم را در جیب زده و حیف و میل کرده اند را تایید و تصدیق می کنید؟
این شیوه دینداری و اخلاق علوی است که شما می خواهید حافظش باشید؟
آیا در جامعه ای که اخلاق نبوی ساری است باید اینگونه اداره شود؟
چگونه در پیشگاه خداوند قادر پاسخگو خواهید بود؟
ما نسل انقلاب و جنگ هستیم ،نمی دانم شما و شماها چقدر از نزدیک با شرایط جنگ و درد و فقر و نداری، اشنائی دارید ولی من و مائی که متهم به قضاوتی نابجا از طرف همچون شمائی هستیم؛ هم جنگ دیده ایم و هم درد کشیده ایم. هم فقر چشیده ایم و هم رنج خریده ایم ، پس لطف کنید؛ چون امروز روزی در مستند قضاوت نشسته اید، خدا را در نظر بگیرید که عاقبت اندیشانه نیست و یقینا خشم خدا را در پی خواهد داشت.
در آخر خدمت اعضا هیات نظارت و نگاهبانان محترم عارضم با اینگونه پیش داوری ها نه از مسلمانی اینجانب ذره ای کم و نه از تعلق به اندیشه ای که دارم؛ پا به عقب می گذارم؛ بلکه فَاستَقِم کَما أُمِرتَ ، به عنوان یک زن مسلمان که زیر سایه قرآن سالهاست تلمذ و درس یاد می گیرم با حفظ اندیشه ام؛ راه راستینم را ادامه خواهم داد.
نه هرکس شد مسلمان،می توان گفتش که سلمان شد کز اول بایدش سلمان شود و آنگه مسلمان شد
نه هر سنگ ار بدخشان است، لعلش می توان گفتن بسی خون جگر باید که تا لعل بدخشان شد
جمال یوسف ار داری، به حُسن خود مشو غره صفات یوسفی باید تو را تا ماه کنعان شد

اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْرا
سیده خدیجه توفیقیان
شانزدهم بهمن نود و هشت

  • منبع خبر : ارغوان